فلسفه ای نوین در فراگیری و آموزش زبانهای خارجی

"ذهن آدمی به چتر نجات می ماند؛ تا زمانی که باز نشود بازدهی ندارد."

در جوامع امروزی تعریف سواد بگونه ی شگفت انگیزی با گذشته متفاوت شده است، بطوریکه امروزه فردی که حتی از تحصیلات عالیه برخوردار است درصورتیکه مجهز به یک زبان خارجی و علوم رایانه نباشد بی سواد محسوب می گردد. یادگیری، اگر چه با آماده سازی های بسترهای متفاوت از جمله تغییرات ایجاد شده در روش شناسی تدریس در دنیا، امری دلهره آور و پر تنش جلوه مینماید، حال با ایجاد تغییرات فکری و رفتاری در ساختار ذهن و فیزیولوژی و مغز فراگیران آمیخته است. امری که منجر به تغییرات فکری و جهش از سطوح ذهنی پایین تر به بالاتر می شود.

رویکرد فلسفی مدرن در یاد گیری علوم، مکتب ساختگرایی ذهنی (constructivism) است. در این مکتب ذهن فراگیر بسیار پویا، خلاق و تحلیلگر است؛ به عبارت دیگر فراگیر پس از دریافت مفاهیم بین نکات، ارتباط معنا دار ایجاد کرده و سپس با آمیختن آن ها با آموخته های پیشین، مطالب جدید را در ذهن خود ملکه می سازد. و از این رو با حرکتی آرام در جهت یادگیری زبان حرکت می کند.

در روش های سنتی و زبان محور (language-centered)، فراگیری نکات دستوری در اولویت قرارداشته و دارد. تجربیات مکرر نشانگر این است که حاصل فراگیری قواعد انتزاعی و خارج از متن و توجه به قالب های زبانی صرفاً حفظیاتی بوده که هیچگاه به کاربرد اصولی و خلاق منتهی نشده است.

رویکرد نوین در زمینه فراگیری زبان همان رویکرد طبیعی و اکتسابی (acquisition) است که موثرترین و کوتاهترین مسیر ممکن برای یادگیری زبان بوده و توسط بشر از بدو خلقت آزموده شده و موفقیت آن صد در صد قابل تضمین است.

باور جدید این است که روش آموزشی زبان باید محتوا محور (content-based) باشد. در روش محتوا محور، فراگیری، معنا دار است زیرا آموخته های قبلی همواره یادآوری شده؛ پیوندهای مستحکمی بین نکات جدید و تجربیات گذشته فراگیران ایجاد می گردد. در روش محتوا محور، کسب دانش و مهارت به صورت توامان انجام می گیرد زیرا اعتقاد بر این است که همه چیز منسجم و به هم پیوسته و وابسته است؛ به عبارت دیگر در صورت بروز یک مشکل در یک جزء، کل نظام آموزشی و فرآیند فراگیری تحت الشعاع قرار می گیرد.

امروزه نگرش کلی به آموزش و فراگیری زبان با راهبرد فرامتدی است. به عبارت دیگر اعتقاد به استقلال فراگیر (learner autonomy) وجود دارد؛ یعنی یک فراگیر خوب باید بیاموزد که چگونه موثرتر می آموزد. در این حالت مربی صرفا نقش تسهیل گر (facilitator) را در فرایند آموزش ایفا می کند.

این میسر نمی شود مگر اینکه مربیانی آموزش دیده و خبره که خود نیز مستقل (teacher autonomy) وآشنا به روش شناسی تدریس و راهبردهای به روز باشند در این عرصه تربیت شوند.


محمد رضا دارابی